Sister Images
Comment Graphics
❤نادیا و نلیا تمام هستی ما❤

❤نادیا و نلیا تمام هستی ما❤

...♫♫♫...هُمَت.هوخت.هَوَرِشت...♫♫♫...

(◕‿◕✿) نادیا و نلیا عشق مامان و بابا (◕‿◕)

 اهورای پاک نگهدارشان باش

 

 

 

برام هیچ حسی شبیه تو نیست     تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه    تو زیباترین آرزوی منی

برام هیچ حسی شبیه تو نیست    کنار تو درگیر آرامشم

 همین از تمام جهان کافیه     همین که کنارت نفس میکشم!

 

دو فرشته از آسمون    شدن مهمون تو خونمون

آهای خدای مهربون   همیشه پیششون بمون

http://girlygifs.com/wp-content/uploads/2011/04/blueroses.gif  http://girlygifs.com/wp-content/uploads/2011/04/blueroses.gif

 

[ سه شنبه 2 ارديبهشت 1393 ] [ 16:02 ] [ ...مامان نیلوفر... ] [موضوع : ] [ ]

 

دخملای نازم مامان تنبلتون اومد پست بزاره ... ..میخوام یه کوچولو از اتفاقا تو مدتی که نبودم رو بگم....اول اینکه تو تیر ماه ۹۳ خاله دیناز نامزد کرد.... دیناز و آرمین جان نامزدیتون مبارک...بعد از اون همگی رفتیم میبد مزرعه کلانتر برای مراسم پنجی ...هر جمعه هم که مثل هر سال میریم کوشک و استخرش  ...عکس از نادیا و نلیا جون در مزرا

 

[ يکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 1:49 ] [ ...مامان نیلوفر... ] [موضوع : ] [ ]
۱۰تیر...جشن تیرگان

مبارک باد آیین پیشینیان...سرلوح و سنبل ایرانیان...جام جم از بزم آرش گرفته تا قبله زرتشت...از عدالت کوروش گرفته تا سخاوت داریوش....این است شکوه آریایی....جشن تیرگان خجسته باد

 

دوستان عزیزم ...جشن تیرگان بر شما گرامی باد

 

 

[ سه شنبه 10 تير 1393 ] [ 14:19 ] [ ...مامان نیلوفر... ] [موضوع : ] [ ]
:-)

سلام دوستای گلم ....یه مدت حسابی تنبل شدم و آپ نکردم خجالتولی دیگه تصمیم گرم بیام پست بزارم.چشمک...تو این مدت ک نبودم همه چیز خوب بود.... دلم واستون تنگ میشد واسه همینم میومدم و بهتون سر میزدم ....خیلی ممنون از دوستایی که بهمون سر میزدن و حالمونو پرسیدن...تو این مدت بابایی دو هفته رفت واسه تور و نادیا هم از طرف مهد به پارک و تاتر رفت...

 

اتفاقای جدید اینکه: نادیا جون دندون دومشم افتاد و دندون جدیدشم در اومد...

و دیگه اینکه نلیا جون از ماه اردیبهشت شروع به مهدکودک رفتن کرده...

جمعه ی گذشته گهنبار کوه دماوند بود...ما هم با عمه و نگین و مامانی و ممس با ماشین خودمون رفتیم دماوند....بعد از تموم شدن مراسم راه افتادیم به سمت شمال....رفتیم نمک آبرود و مثل همیشه نادیا جون سوار تله کابین شد و بعدشم  یکم لب دریا رفتیم و بعدشم برگشتیم تهران...سفر کوتاهی بود ولی خوش گذشت....

 

عکسهای اونروز تو ادامه مطلب...


دنباله پست
[ چهارشنبه 7 خرداد 1393 ] [ 10:51 ] [ ...مامان نیلوفر... ] [موضوع : ] [ ]
پارک...

آخرین جمعه فروردین 93 رفتیم یه پارک نزدیک میدون آزادی که هم پارک بود هم شهربازی داشت و هم دریاچه قایق سواری...(دوستی اطلاع دادن اسمش پارک المهدی هست)

شکلک های جالب محمد

خیلی خوش گذشت...و چون نزدیک فرودگاه بود گاهی هواپیما هم از فاصه کم رد میشدشکلک های جالب محمد

 

 

بقیه عکسها تو ادامه....


دنباله پست
[ شنبه 13 ارديبهشت 1393 ] [ 9:56 ] [ ...مامان نیلوفر... ] [موضوع : ] [ ]
جشن اردیبهشتگان

روز سوم هر ماه زرتشتی اردیبهشت نام دارد...وقتی زمان به این روز در ماه اردیبهشت میرسد یعنی وقتی نام روز و ماه یکی میشود....جشن اردیبهشت گان نام میگیرد.....در این جشن زرتشتیان به ستایش اهورامزدا و این امشاسپند مشغول میشوند....به معابد رفته و ستایش و نیایش میکنند و گاهی هم نذری میدهند...اردیبهشت یا اشه وهیشتا به معنی بهترین راستی و پاکی میباشد....

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها

 جشن اردیبهشتگان سال 93... بچه های مهد رو به معبد بردند....ما هم خودمون با نادیا و نلیا رفتیم معبد چون سال مادربزرگ بابایی بود و از صبح زودتر رفتیم اونجا...وقتی بچه های مهد اومدن نادیا و نلیا هم با اونها بودند و رفتن پای پیر دعا خوندن...بعدش هم آش و سیرگ نذری خوردن و بعدش برگشتن مهد و نادیا و نلیا هم با ما برگشتن خونه...

اینم نادیا جون و نلیا جون در حیاط معبد...

[ سه شنبه 2 ارديبهشت 1393 ] [ 15:49 ] [ ...مامان نیلوفر... ] [موضوع : مراسم و آیین های ایرانی] [ ]
مراسم هیرومبا...


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

دوستان رمز همیشگی ;)



دنباله پست
[ شنبه 30 فروردين 1393 ] [ 9:11 ] [ ...مامان نیلوفر... ] [موضوع : مراسم و آیین های ایرانی] [ ]
اولین دندان دائمی نادیا جون

 

                         ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

چند روز قبل تعطیلات نوروز 93متوجه شدیم دندون جلو پایین نادیا جون لق شده و دندون دیگه ای پشتش در اومده...خلاصه برای نادیا جون قصه ای راجع به این اتفاق گفتم و اونم خیلی خوشحال شد که چون داره بزرگ میشه دندون جدید در آورده و دندون قبلیش داره میافته...

و به همه میگفت من دارم بزرگ میشم139.gif

خلاصه نادیا جون تعطیلات رو با دندون لقش گذروند و چند رو بعد از تعطیلات دندونش دیگه کاملا لق بود و مامانی هم دندون نادیا رو براش کند...

حالا نادیا جون منتظره تا دندوش جدیدش بیاد جای دندون قبلی و اولین دندون دائمیش جایگزین بشهنیشخند

بنابراین نادیا جون تو سن 5 سال و 2 ماهگی  اولین دندون شیریش افتاد...

 و اتفاق دیگه اینکه نادیا بازم قیچی برداشت و چتریاشو بریدکلافهنمیدونم چرا اینکارو میکنهسوال فکر کنم چون از چتری خوشش نمیاد و نمیخواد بیاد تو چشماش این کارو هی تکرار میکنهگریه

 

اینجا نادیا تمام تلاششو کرد و تا جایی که میشد خندید تا دندوش معلوم شهخندهو چتریای بریده شدهناراحت

 

 

❤شکلکهــای
جالـــب آرویــــن❤نادیا جونم اولین دندون دائمی مبارکت باشه❤شکلکهــای
جالـــب آرویــــن❤

[ شنبه 23 فروردين 1393 ] [ 11:41 ] [ ...مامان نیلوفر... ] [موضوع : ] [ ]
تعطیلات نوروز 93 و 13 بدر...

امسال عید هم تهران بودیم...جای همه کسایی که سفر بودن خالی بود....تهران شده بود بهشت...خلوت و آروم و بدون ترافیک و از همه مهمتر هوای عااااالی ...هوا اونقدر تمیزو خوب بود که آدم تازه میفهمید نفس کشیدن یعنی چی...خونه و ساختمونای تهران رو واضح میشد دید و هیچ دودی نبود...

 

چند روز قبل سال نو گلهای خوشکلی توی حوض کوچیکمون که بی استفاده بود کاشتیم که خیلی خوشکل شده بود

6 فروردین زادروز پیامبر آریایی اشوزرتشت بود...

 

چند روز اول تعطیلات به دید و بازدید گذشت و چند روز دیگش هم به تفریح و صبح ها هم به خواب خوبنیشخند

یه روز صبح هم نادیا خانوم هوس تبلت کرد و از اونجا سر تبلت بیچاره ی بنده بین نادیا و نلیا جنگ جهانی میشد تصمیم گرفتیم یکی واسه بچه ها بخریم....به قول باباشون اسباب بازیهای مدرنیول

 

پسر دایی بابایی هم با خانواده به تهران اومدن که یه روز با هم رفتیم برج میلاد,اونجا برنامه های نوروزی جالبی داشتنClown

 

برای 13بدر هم رفتیم کوشک....اونجا هم کلی خوش گذشت...نادیا خانوم همش داشت میگشت و دوربین من رو هم برده بود و از در و دیوار و زمین و هوا و حتی مردم عکس گرفته بود...بر عکس نلیا جون بیشتر نشسته بود و با تبلت بازی میکرد ...نهار و شام رو در آغوش طبیعت  خوردیم و شب هم برگشتیم خونه....

پنجشنبه هم یکدفعه به سرمون زد بریم سمت اوشان و فشم,اونجا هوا ابری و برف به شدت میبارید یه سری زدیم و برگشتیم جمعه هم بچه ها رو بردیم ارم...

 

چند تا از عکسهای تعطیلات نوروزی رو میزارم...

 

 

 


دنباله پست
[ دوشنبه 18 فروردين 1393 ] [ 12:32 ] [ ...مامان نیلوفر... ] [موضوع : ] [ ]
نوروز 93 خجسته

 

 

روز اورمزد و فروزدین ماه اول سال 3752  دینی زرتشتی برابر با سال 1393 خورشیدی

اوستای سال نو

 

اینم از هفت سین ما...

 

 

 

 

            سالی پر از شادی و سلامتی و عشق برای تمام ایرانیان جهان آرزومندم

نوروزتان پیروز

[ سه شنبه 5 فروردين 1393 ] [ 21:19 ] [ ...مامان نیلوفر... ] [موضوع : ] [ ]
جشن پیشواز نوروز.....تولد بابا نریمان

روز چهارشنبه 21 اسفند توی مهد جشن پیشواز نوروز و بالماسکه برگزار کردن و قرار شد بچه ها با هر لباسی که دوست دارن بیان مهد ...

من و نادیا و نلیا هم با هم دیگه رفتیم مهد و توی جشن شرکت کردیمنیشخند

 

همون روز یعنی 21 اسفند تولد بابا هم بود که عمه اینا و مامان بزرگ و مامانی اینا همه از ظهر اومدن خونمون...و بچه ها کلی بازی کردن...دلقک

چند تا عکس از این جشن ها توی ادامه مطلب گزاشتم عینک


دنباله پست
[ شنبه 24 اسفند 1392 ] [ 21:05 ] [ ...مامان نیلوفر... ] [موضوع : ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 21 صفحه بعد