فرشته ی من...
نادیا خیلی زود نشستن و راه رفتن رو یاد گرفت...اون اصلا چهار دست و پا نرفت. خیلی زود هم کلمات رو یاد گرفت و به زبون آورد...و شد یه دختر شیرین زبون.... تحویل سال 1388 یعنی اولین سالی که تو با حظورت اون رو خاطره انگیز کردی در روزاول فروردین عسل ما 49 روزه بود...اولین مسافرتش تو 3 ماه و 8 روزگی بود یعنی 10 فروردین 88 که رفتیم یزد و برای زیارت به پیر سبز.هریشت.ستی پیر.نارستانه رفتیم...همراه با مامان و بابا و مامانی و خاله جون... 10 تیر جشن تیرگان بود که به اصرار باباییش رفتیم کوشک ورجاوند...و نا...






