فرشته زمستونی ما نادیافرشته زمستونی ما نادیا، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❤نادیا و نلیا تمام هستی ما❤

مسابقات تخته نرد

جمعه ٥ مهر ماه مسابقات تخته نرد همراه با جایزه برای برنده جهت سرگرمی و تفریح در آدریان بزرگ برگزار شد و بازی بین برندگان برای تعیین برنده نهایی جنعه هفته بعدش صورت میگیره... بابای نادیا و نلیا جون هم تو این مسابقات شرکت کرد ...نادیا رو با خودمون بردیم و اونجا کلی کیف کرد... علاوه بر عکسایی که من  اونجا ازش گرفتم آقای همایون مهرزاد عکاس خبری زرتشتیان ,از روزنامه و سایت امرداد هم از نادیا جونم گرفت و توی سایت قرار داد ... خیلی خوش گذشت محیط خیلی صمیمی و خوبی بود ...و اواخر شب هم آقای دکتر اسفندیار اختیاری نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی هم تشریف آوردن و بازدید کردن... اگه دوست داشتین عکسهاشو تو ادامه مطلب ببین...
8 مهر 1392

نقاش کوچولوی من

نادیا جون من توی تابستون علاوه بر کلاس شنا ,کلاس نقاشی هم رفت که توی خانه فرهنگ و هنر زرتشتیان تشکیل میشد و از اونجا که مثل خودم نقاشی رو دوست داره کاملا با علاقه انجامش میداد... جلسه آخر هم بچه ها با کمک خاله وِستا , نقاشیاشون و عکسایی که تو کلاس از بچه ها گرفته شده بود رو روی مقوا چسبونده بودن و با خودشون آوردن خونه... اول مهر هم که نادیا جون با شور و شوق زیاااااد , از ساعت 6 صبح بیدار شد و منتظر مهد رفتنش بود...امسال نادیا جون توی گروه (هوخت) 5ساله هاست. عکس ها رو تو ادامه مطلب قرار میدم دوستای گلم... نادیا جون و نقاشی قشنگش در خانه فرهنگ و هنر زرتشتیان...         &nb...
8 مهر 1392

جمعه های تابستون

همونطور که قبلا توضیح دادم ما هم مثل اکثر همکیشامون جمعه هامونو توی کوشک میگذرونیم....حالا میخوام چند تا از عکسهایی رو که از اونجا از نادیا و نلیا جونم گرفتم رو بزارم... ما چون که قبل نهار میریم که بریم تو استخر محیط خلوته ولی طرف ساعت ٦ اینا شلوغ میشه و نادیا جون دوستای مهد کودکشو میبینه و با هم بازی میکنن...این هفته لب استخر بهداد جون رو دیده بود     بقیه تو ادامه مطلب... الان ٢ هفته هست که نلیا رو میبریم..   ..آخه قبلا نمیبردیمش که تو آفتاب اذیت نشه ولی دیگه هوا بهتر از ماه تیر و امرداد شده... نلیا از ساعت ١٢ اینا که میریم تا شب که میخواییم برگردیم حساااابی میدویه و ورجه وورجه میکنه ..  نلیا&n...
2 شهريور 1392

من برگشتم...:D

سلااام دوستای خوبم....من برگشتم...دیگه نتم راه افتاد از همه دوستایی که تو این مدت بهمون سر میزدن ممنونم....و ببخشید که پیام هاتون رو بدون جواب تایید کردم و نتونستم بیام بهتون سر بزنم امیدوارم همچنان ما رو دنبال کنید ...
24 مرداد 1392

تعطیلات...

تعطیلات این چند روز ما هم خیلی خوب گذشت...روز 13 خرداد با مامانی و خاله و مه مه دولت رفتیم پارک  و تا ساعت11:30 شب اونجا بودیم....14 رفتیم خونه ممس دولت ... .15 خرداد هم از ساعت 12 ظهر با مامانی و خاله و مه مه دولت و عمه رفتیم پارک چیتگر و نهار خوردیم و بعدشم رفتیم دریاچه مصنوعی چیتگر رو دیدیم و درشکه سواری کردیم و بعد واسه شام برگشتیم پارک تا ساعت 9 شب اونجا بودیم بعدشم برگشتیم خونه... پ.ن.... روز شنبه 18خورداد....روز زیارت شاه ورهرام ایزد بود که نادیا و نلیا و من و بابایی رفتیم زیارت...اونجا هم تا ساعت 8:30 موندیم...عروس و داماد هایی که تازه نامزدی یا عروسی کرده بودن هم جعبه شیرینی آوردن پای زیارت...بعد هم با مامانی و خال...
19 خرداد 1392

نادیا و نلیا و اتاق جدید

سلام به همه دوستای گلم ...من اومدم تا چند تا عکس از نادیا جون و نلیا جون توی اتاقشون بزارم....خدا رو شکر حال نادیا بهتر شده ,نلیا هم حساسیت داشت و دکتر براش شربت و اسپری داد...و الان حس میکنم بهتر شده...واسه همینم تونستم ازشون عکس بگیرم بابایی هم امروز جمعه 20 اردیبهشت...واسه بار سوم با تور رفت سفر تا 2 هفته دیگه...                                                حالا بیاین بریم ادامه مطلب   ...
20 ارديبهشت 1392