فرشته زمستونی ما نادیافرشته زمستونی ما نادیا، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❤نادیا و نلیا تمام هستی ما❤

عکسهای تولد 1 سالگی نلیا جان...

نلیا جونم  سالش شد... تولد ١ سالگی نلیا رو مثل تولد ١ سالگی نادیا در سالن شاه وِرهرام ایزد (نیایشگاه زرتشتیان تهران)برگزار کردیم... تاریخ تولد دخملی ١٩ آبان بود ولی ما ١٨ گرفتیم که پنجشنبه باشه و البته روز تولد خودش هم براش یه جشن کوچولو گرفتیم... نلیا کوچولومون حدود ٩٠ نفر مهمون داشت که به جشن تولدش اومدن و کلی کادو براش آوردن ... دختر نازم تو تولدش کلی دس دسی کرد و با من و بابایی رقصید... نادیا هم که دیگه با دوستاش کلی شیطونی و ورجه وورجه کرد...   اگه دوست داشته باشین بریم عکسهای تولد رو یه نگاهی بندازیم... بفرمایید به ادامه مطلب... تزیین داخل سالن که روز چهارشن...
4 آبان 1392

تولد 1 سالگی نلیا جاااااان

دختر کوچولوی من امروز جمعه 19 آبان 1391....در ساعت 9:35 دقیقه صبح 1 ساله شد. 1 ساله که شده عشق و هستی و تمام بود و نبود ما....  با همه ی سختیها و خوشیهاش خیلی زود گذشت... برای نلیای عزیزم بهترین آرزوها رو به همراه سلامتی و عمر بلند دارم... زادروزت خجسته عزیزکم   ...
4 آبان 1392

جشن تولد نادیا جان...

روز سه شنبه که روز تولد نادیا جون بود جایی دعوت بودیم برای همین تولد نادیا رو روز پنجشنبه 5 بهمن جشن گرفتیم ... تصمیم گرفتیم کیک تصویری برای نادیا جون سفارش بدیم برای همین منم نشستم و کنار عکس نادیا شخصیت های کارتون باب اسفنجی رو گذاشتم که کارتون مورد علاقه نادیا و البته خودمم هست بعد هم دادیم کافه قتادی لرد که قنادی ارامنه هست و شیرینیاش خوشمزه هستن ...روزی که رفتیم سفارش بدیم هم خانم (مریم امیر جلالی)بازیگر رو اونجا دیدیم که نشسته بود و با چند نفر صحبت میکرد... خلاصه اونروز رفتیم واسه نادیا کادو هم خریدیم و برگشتیم پیش نادیا که خونه مامانی بود... روز پنجشنبه هم بابایی کیک رو گرفت و برگشت خونه بعدشم مواد پیتزا آماده کردیم و توی 2 ت...
4 آبان 1392

جشن تولد نادیا...همراه با عکس...

                                                          برای دیدن عکسها و مطالب به ادامه مطلب بروید...   یه تولد کوچولو و خودمونی برای نادیا جون گرفتیم...بابایی زنگ زد و گفت مادربزرگ را هم از خونش برای تولد میاره...   این عکس نادیای 3 ساله و نلیای 2 ماه و 14 روزه مامانی صبح خونه رو تزیین کرده بود.. من و خاله ه...
4 آبان 1392
15154 0 20 ادامه مطلب

عکسهای آغاز 4 سالگی نادیا

  دختر عزیزم...امروز صبح ساعت9:5 دقیقه تو  وارد چهارمین سال زندگیت شدی...مبارکت باشه عشق من... اولین روزی که فرشته ی زمستونی من به این دنیا اومد...         و 3 سال گذشت... امروز صبح بالاخره بعد از حدود 2 هفته که مریض بود رفت مهد کودک و یه جعبه شکلات به مناسبت تولدش برای دوستاش برد.  وقتی نادیا به مهد رفت مامانی و خاله جووون به خونمون اومدن و من وخاله جون رفتیم تا برای نادیا کادو بخریم... ساعت 12 به خونه اومدیم و نادیا هم ساعت 12:10 از مهد به خونه برگشت ... و خونه رو تزیین شده دید و خیلی خوشحال شد و ذوق کرد... و قبل از شروع جشن تولد کوچیکش این عکسها رو گرفتیم.....
4 آبان 1392

داستان تولد فرشته ی ما...

شادترین ترانه ها... زیبا ترین خاطره ها... بهترین آرزوها... همه تقدیم تو باد...     داستان تولد فرشته ی ما... 3 سال پیش تو همچین روزی دل فرشته ها گرفته بود...موقع خداحافظی با بهترین فرشته خدا بود...یه فرشته ی دوست داشتنی داشت از بینشون میرفت...میخواست بیاد روی زمین تا بشه بهترین...خدا به فرشته ها گفت :اشک نریزیدفرشته های مهربون.برید و برای دوستتون هدیه ای بیارید...فرشته ها رفتن و با قشنگترین هدیه ها برگشتن..موقع خدا حافظی رسیده بود...ساعت 9 صبح به وقت زمین بود..فرشته ها هر کدوم بوسه ای به فرشته ی منتخب زدن و هدیه هاشونو بهش تقدیم کردن...  عشق به خدا...&n...
4 آبان 1392